only fun
مرسی که سرزدی و امیدوارم که حداقل یه لبخند کوچیک رو لبت بیاد
حتما تا اخرشو بخونید!!!
ن : mona ت : یک شنبه 28 مهر 1392 ز : 17:53 | +

ماجرای عمل قلب

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر: آره عزیز دلم
دختر:  منتظرم میمونی؟ ...
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا  دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به  دست می آورد
به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او  شد
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت
پرستار،در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد،رو به او گفت:
میدونی کی قلبش رو  به تو هدیه کرده؟گریه
دختر،بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد:  آخه چرا؟چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه  میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته بشاشه الان میآد خخخخخ  :))))) خنده


:: برچسب‌ها: تا اخرش رو بخونید !!!!,
.:: ::.


صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 16 صفحه بعد

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © by moniia
This Template By Theme-Designer.Com